السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

668

تفسير الميزان ( فارسي )

شده ، و « رهن » جمع « رهن » است كه آن نيز به معناى مالى است كه به گرو گيرند . و در جمله : * ( « فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْه الْحَقُّ سَفِيهاً » ) * مىتوانست بفرمايد : « فان كان سفيها » ، چون ضمير « كان » به * ( « الَّذِي عَلَيْه الْحَقُّ » ) * كه در سابق آمده بود بر مىگشت ، و حاجت به تكرار آن نبود ، و اگر آن را تكرار كرده براى اين بوده كه اشتباهى پيش نيايد ، و كسى خيال نكند مرجع ضمير ، كلمه « كاتب » است ، كه آن نيز در سابق ذكر شده بود . و ضمير « هو » كه در جمله * ( « أَنْ يُمِلَّ هُوَ » ) * آشكارا آمده ، با اينكه ممكن بود مستتر و در تقدير بيايد ، يعنى بفرمايد : « أن يمل » ، براى اين است كه ولى سفيه و ديوانه و بى سواد را با خود آنان در املا شركت دهد ، چون اين فرضيه با دو فرضيه قبلى فرق دارد ، در آن دو فرض بدهكار خودش مستقلا مسئول بود ، و اما در اين صورت بدهكار با سرپرستش در عمل شريك است ، پس گويا فرموده است : هر قدر از عمل املا را مىتواند انجام بدهد ، و آنچه را نمىتواند بر ولى او است كه انجام دهد . در جمله : * ( « أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما » ) * كلمه « حذر - مبادا » در تقدير است ، و معنايش اين است كه : « تا مبادا يكى از آن دو فراموش كند » ، و در جمله * ( « إِحْداهُمَا الأُخْرى » ) * ، دوباره كلمه « احديهما » ذكر شده ، و اين به آن جهت است كه معناى آن در دو مورد مختلف است : منظور از اولى يكى از آن دو نفر است ، بدون تعيين ، و منظور از دومى يكى از آن دو نفر است بعد از فراموش كردن ديگرى ، و يا به عبارت ديگر آن كسى است كه فراموش نكرده ، پس معناى اين كلمه در دو مورد مختلف است ، و گرنه دومى را ذكر نمىكرد و به ضمير آن اكتفاء مىنمود . و منظور از كلمه : « و اتقوا » اين است كه مسلمانان از خدا بترسند و اوامر و نواهى ذكر شده در اين آيه را به كار ببندند ، و اما جمله : * ( « وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّه وَاللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ » ) * كلامى است نو ، كه در مقام منت نهادن ذكر شده ، هم چنان كه در آيه ارث منت نهاده مىفرمايد : « يُبَيِّنُ اللَّه لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا » « 1 » پس مراد از جمله مورد بحث ، منت نهادن بر مردم در مقابل اين نعمت است كه شرايع دين و مسائل حلال و حرام را براى آنان بيان فرموده . و اينكه بعضى گفته‌اند : جمله * ( « وَاتَّقُوا اللَّه » ) * و * ( « يُعَلِّمُكُمُ اللَّه » ) * دلالت دارد بر اينكه تقوا سبب تعليم الهى است ، درست نيست ، براى اينكه هر چند مطلب صحيح است ، و به حكم كتاب و سنت ، تقوا سبب تعليم الهى است ، اما آيه مورد بحث در صدد بيان اين جهت نيست ،

--> ( 1 ) سوره نساء آيه 176